مسابقه نویسندگی آماتور ریدتودریم چیست؟

دنیا دولت‌آبادی و شکسپیر به خودش زیاد دیده (مکث) الان وقت روایت های شخصی ماست، ما آدمهای به ظاهر معمولی. تا آنجایی که من دیدم ما باید بنویسیم، می‌نویسیم نه چون نویسنده خوبی هستیم؛ که چیزهایی هست که باید نوشت. ریدتودریم یک اجتماع از آدمهایی‌ست که هم چند روایت برای گفتن دارند و هم یک جفت گوش برای شنیدن. اینجا و این مسابقه بهانه‌ایست برای گفتن چیزهایی که باید گفت و تمرین نقلِ روایت.

تا الان که الان است چهار بار این اتفاق افتاده و الان به حول قوه الهی بار پنجم درحال ثبت نام است. شماهم بیایـید، کمی جمعتر می‌نشینیم دورِ آتش برای شما هم جا باز شود.

ریدتودریم الان تقریبا صد نویسنده شخصی و چهارصد روایت شخصی دارد

اصلا چرا مسابقه؟

دنیا دارد شباهت ناراحت کننده‌ای به یک زمین مسابقه بی‌سروته پیدا می‌کند و تنها چیزی که به آن حتی فکر نمی‌کردم این بود که یک مسابقه به آن اضافه کنم. در واقع چیزی خلق کنم که بخشی از آن یک مسابقه باشد و کردم. ریدتودریم اینجا جلوی من نشسته و چون نمی‌تواند لبخند بزند، به طور غیر قابل تعریفی نگاهم می‌کند. برای همین است که فکر کنم هرچیزی هست به جز مسابقه و ناراحت کننده است که اسمش را گذاشتم مسابقه نویسندگیِ آماتور. بگذریم.

 

قبلا فکر می‌کردم ما تماشاچی‌های پرسروصدایی هستیم که جریانِ بازی هیچ تبعیتی از ما ندارد. بازیِ ناخودآگاه لیگش کاملا متفاوت از ما بود. تماشاچی بودن وقتی اتفاق، چیزی شبیه به 90 دقیقه فوتبال نیست، وقتی اتفاق فقط در عرض چند ثانیه می‌افتد و بقیه‌اش فقط انتظار است کار طاقت فرسایی‌ست. معمولا وسط اینجور انتظارها خوابم می‌برد و آدم به جاهایی که در آن خوابیده عادت می‌کند و هربار بیدار ماندن، از دفعه قبل سخت‌تر می‌شود. من خودم تا الان که الان است یک امضا هم از ناخوداگاهم ندارم. چندباری وصفش را از بقیه شنیده‌ام که خب استنباط دیگران در کمال احترام فکر می‌کنم که ارزش فنی‌ای در این حوزه نداشته باشد؛ مخصوصا در سده فعلی که ما تماما تبدیل به بازیگرهای قابلی شده‌ایم.

بعدترها که کمی واحد زمانی از رویم رد شد یک گوشه بی‌ربطی از جهان فهمیدم که فکرهایم در زمانِ حال بخشی از ناخوداگاهم در آینده‌ای که دقیقا نمی‌دانم کِی است را تشکیل میدهد. خوشحال شدم و خواستم افکارم را منظم کنم که نگاه کردم دیدم دستم به افکارم هم نمی‌رسد، احساس تیرازارانوسی سعی کردم اسم دایناسور دست کوتاه را بگویم که این اصوات بیرون آمد –  را داشتم که بواسطه دست‌های کوتاهش از بغل کردن هم‌نوعش منع شده. دستم خیلی خیلی کوتاه بود. انگار که من و ناخوداگاهم هرکداممان تنها در یک اتاق شیشه‌ای جدا نشسته بودیم و یک نخ باریک طناب تنها چیزی بود که دودنیا را به هم وصل می‌کرد.

تنها می‌توانستم نخ را تکان بدهم و امیدوار باشم موج نخ همان چیزی را بسازد که قصدش را داشتم و…زندگی روزمره‌ام اصلا همچین پالس‌هایی درست نمی‌کرد، این بود که نوشتم؛ چون نوشتن پالسِ قابلی فهمی حداقل برای ناخوداگاهِ من بود. زیاد نوشتم، فارغ از اهمیت طرزِ نوشته. فکر میکردم بین من و من یک دیکشنری داخلی وجود دارد که حتی اگر کلمات درستی استفاده نکنم ترجمه درستی از آن می‌شود، اینجور نبود. فرم که قبلا اهمیتی نداشت مهم شد و فهمیدم اگر درونیاتم را سرسری بنویسم، سرسری تلقیشان می‌کنم و وضع همان است که بود. باید درست می‌نوشتم. باید عمق را دقیقا به همان اندازه‌ای که بود نشـــــــــان می‌دادم. انگار که ناخوداگاهم کور بود و توصیفات من تنها چیزی بود که برای درک اعماق از آن استفاده می‌کرد. و یواش یواش نخ‌های دیگری هم اضافه شد، آدمهایی هرکدام در اتاق شیشه‌ای خودشان و نخ‌هایی که مارا به هم وصل میکرد.

ریدتودریم قبل از اینکه خودش بداند و حتی ما بدانیم خلق شد. نوشتن، درست نوشتن لزوما چیزی برای نویسنده‌ها نبود. ما آدم‌های معمولی فارغ از کار و پیشه‌مان لازم داشتیــــم که بنویسیم و ریدتودریم دقیقا همین است با کمی چارچـــــوب و زلم‌زیمبوی دیگر. ریدتـــــودریم  و مسابقه‌اش، بسترِ مجازی دارد و این وسط یک‌وقتایی هم واقعا دور هم جمع می‌شویم. اگر شما هم دوست دارید با ما بشینید دور آتیش منتظر فراخوان بعدی ما باشید. 

یکی از موسس‌های ریدتودریم | سدجاد جوانمردی

خواهر و بردار گرامی لطفا رو این باکسای پایین کلیک کنید  جوابا پشتشه

–  یک دیزاینر بی‌حوصله – 

موضوعات؟

آنقدر اهمیت ندارد. یک لحظه شاخ در نیاورید تا ادامه بدهم. موضوعات بهانه‌هایی هستند که بنویسیم یک اشاره کوچک در داستان کفایت میکند.

خودمان هم نمی‌دانیم

آلان خودمان هم نمیدانیم چیست. معمولا کلمه‌های تک حرفی که کسی فکر نکرده میتواند راجع به آنها هم بنویسد.

جایزه؟

کی گفته ما باید جایزه بدیم؟ برای جایزه گرفتن می‌نویسید؟ می‌دونم. می‌دونم. خود منهم برای جایزه می‌نویسم .

ما به کسی پول نقد نمی‌دهیم

در هنگام ثبت‌نام شما لیستی از علاقمندی‌هاتون بعنوان هدیه به ما می‌گید و ما هم به سلیقه خودمان یکی از آن‌ها را انتخاب می‌کنیم و وقتی که حضار در حال کف و سوت زدن هستند هدیه را به شما می‌دهیم.

زمان؟

عمر که معلوم نمی‌کند اما احتمالا اوایل شهریور شروع می‌کنیم تا سحر چه زاید باز..

سه هفته

مسابقه سه هفته طول می‌کشد و نه تمام وقتتان اما روزی یک ساعتی وقتتان را قرار است بگیرد..

هزینه؟

ریدتودریم هیچ اسپانسر مالی ای ندارد. خرج همه‌چیزمان از جمله برگزاری مسابقه، خسارات احتمالی مثلا مصدومیت والها و هدیه را مجبورا از شما باید بگیریم..

هفتادوپنج هزارتومان

ماهم می‌دونیم زیاده. اگر دردی داخل ناحیه جیبتون حس می‌کنید با ما در میون بذارید با هم حلش می‌کنیم. آنقدرها هم عاشق پول نیستیم.

نحوه برگزاری

کلیات امر

نگران نباشید، خیلی کار شاقی قرار نیست انجام دهیم، باید هفته‌ای یک داستان با موضوع مشخص که اول هفته داده می‌شود بنویسیم و داستان‌های بقیه بچه‌ها را هم بخوانیم و در مورد آنها ساده و خودمانی حرف بزنیم. تقریبا روزی یک ساعت از وقتتان این یک ماه مال ماست.


دسته‌بندی نویسنده آماتور و نویسنده شخصی چیست؟

در پایان هفته صفر یا آزمایشی مسابقه شما عزیزان به دو دسته نویسنده آماتور و نویسنده شخصی تقسیم می‌شوید. نویسنده‌های آماتور کسانی هستند که وقتش رسیده خلقشان را با بقیه در میان بگذارند، به زبان ساده‌تر قلم آنها به جایی رسیده که وقتش شده مخاطب عمومی داستان‌هایش را بخواند و نویسنده شخصی فعلا نباید با عموم مردم کاری داشته باشد و خودش را اولویت قرار دهد. نویسنده‌های آماتور ما که ۲۰ نفر هستند داستان‌هایشان در کانال مسابقه به رای عمومی گذاشته می‌شوند و نویسنده‌های شخصی نوشته‌هایشان به صورت نیمه خصوصی و در جمع اعضای ریدتودریم به رای گذاشته می‌شود


انتخاب سرگروه (به یاد مدرسه)

در پایان هفته آزمایشی سه نفر از اعضای مسابقه به انتخاب تیم ریدتودریم و خود نویسنده‌های مسابقه به‌عنوان سرگروه مشخص می‌شوند. این بچه‌ها قبل از پخش عمومی داستان‌ها داستان زیرگروهی‌هایشان را می‌خوانند اگر در مورد جایی از آن نظری داشتند می‌دهند و از نظر ویراست نوشته‌ها را چک می‌کنند و بعد داستان‌ها به صورت عمومی پخش می‌شوند، هرچند در نهایت نویسنده‌ها هستند که که تصمیم می‌گیرند به نظرات آن بنده خدا عمل کنند یا نه


قضیه این هشتگ‌ها چیست؟

در مسابقه ما یک رسم قدیمی وجود دارد که کسی با اسم حقیقی‌اش در مسابقه شرکت نمی‌کند و هرکس برای خودش یک اسم شخصی می‌گذارد که داستانش با آن منتشر می‌شود و در پایان مسابقه معلوم می‌شود هرکس چه اسمی برای خودش برداشته و اینها


چقدر می‌خواهید پول بگیرید؟

ریدتودریم متاسفانه یا خوشبختانه وابستگی به هیچ‌جایی ندارد و باید دخل و خرج همه چیزمان از جمله، خرج مسابقه، گرافیست، طراح وب، تولید کننده محتوا و مصدومیت‌های احتمالی از جمله مصدومیت وال‌هارا از شما بگیریم که سرجمع ۷۵ هزار تومانی می‌شود. اگر این مقدار برایتان زیاد است با تمام و کمال می‌فهمیم، هرچقدر داشتید بدهید. آنقدرها هم عاشق پول نیستیم. و اگر مارا خیلی دوست دارید ( ماهم شمارا دوست داریم) میتوانید بیشتر بدهید که درست است ما عاشق پول نیستیم اما دوستش داریم


مسابقه چند هفته طول می‌کشد؟

مسابقه مجموعا چهار هفته طول می‌کشد که هفته آخر آن اعلام نتایج و برگزاری اختتامیه است.


نحوه تعیین برنده و رای‌گیری

امتیاز شما در مسابقه برای نویسنده‌های آماتور مجموع میانگین سه رای‌گیری و برای نویسنده‌های شخصی مجموع دو رای‌گیری می‌باشد. رای‌گیری ها در گروه نویسندگان ریدتودریم و تیم ریدتودریم برای هر دو گروه مشترک و رای‌گیری عمومی که در کانال مسابقه انجام می‌شود مختص نویسنده‌های آماتور است.


موضوعات

موضوعات هرچیزی که فکرش را بکنید میتوانند باشند. هرکلمه‌ای که در جهان هستی وجود خارجی دارد. البته که مسابقه ما مسابقه موضوع محوری نیستند و موضوعات صرفا بهانه‌هایی هستند که نوشته‌ها در یک فضا باشند. پس برای گنجاندن موضوع در داستان خیلی لازم نیست خودتان را اذیت کنید، یک اشاره کوتاه کافیست.


عزیزان جایزه هم میخوان نه؟

اول مسابقه از شما یک لیست از چیزهایی که دوست دارید به عنوان جایزه بگیرید به شما داده می‌شود و در صورتی که برنده شوید ما یک هدیه به سلیقه خودمان از آن لیست می‌خریم و اگر بمیریم هم به شما پول نقد نخواهیم داد.

ثبت‌نام مسابقه

اگر با همه این اوصاف و وضعیت‌های بالا که مطرح شد می‌خواهید در مسابقه ثبت‌نام کنید اول به یک روانشناس خودتان را معرفی و بعد فرم زیر را پر کنید.

شرمنده دیر آمدید تمام شد! منتظر فراخوان بعدی ما باشید