نویسنده شخصی

کارگاهِ شـــــــــــدن*

در اینجا اما ما کاری با انواع طرق روایت، چجور یک داستان خوب بنویسیم، چگونه بنویسیم که نویسنده بشویم نداریم و من اینجا نشسته‌ام تا اول یاد بگیرم که درونیاتم را روی کاغذ بیاورم و بعدش برای درونیاتم – حالا به هرشکلی که هستند – ارزش قائل باشم؛ چون بی‌اعتباری درونیاتم در نهایت به بی‌اعتباری خودم و ایضا هرجایی شدنم در شیوه نگارشم بدل میشود و یک دنیای شخصی‌ای متروک  می‌ماند روی دستم. شــدن* یک کارگاه با روایت اول شخص است درمورد خلقِ شخصی و اهمیت روایت به شکلی که برای  خود شخص دارای ارزش باشد نه جامعه‌ای که در آن زیست می‌کند.

شدن، مهمتر از چه شکلی شدن است. عدم را هیچکاری نمی‌شود کرد.

شدن* چیست؟

نوشته از مسواک شخصی‌تر است و هرچه بیشتر نوشتن را به چشم صنعت نگاه ‌می‌کنند، نظرات شخصی در آن جای تنگ‌تری برای بروز خواهند داشت و من جای کمتری برای بروز خودم. نوشته قرار است اول دستِ خالقش را بگیرد بروند باهم یک قدمی بزنند و بعد اگر خواست برود و دنیا را تغییر بدهد و اینها، نه که از اول نگاهش به دیگران باشد و اصلا مارا نبیند. وضعیت کنونی اما چیز غریبی‌ست، انگار برایم نویسنده بودن مهمتر از نوشته شده‌است و می‌کوشم با معیارها و ملاک‌های آن قشر خاص کمترین اصطکاک را داشته‌باشم تا لطف کنند بهم بگویند آقای نویسنده.

 

 

مسئله من در شدن* قبل از سبک نوشته، مکتب نوشته و نوشته خوب است. قبل از هرچیزی، منظورم از هرچیز تمام موضوعاتی‌ست که به چه شکلی نوشتن می‌پردازد، لازم دارم تا درونم چیزی که بودم، چیزی که نوشتم را بپذیرد و از آن فرار نکند. موضوع این است که اگر این پذیرش وجود نداشته باشد هیچ‌وقت نمی‌توانم چیزی که نوشتم، چیزی که بودم را دوست داشته باشم و این اتفاق درون را کاملا ساکت می‌کند؛ حتی اگر چیزهایی داشته باشد که بخواهد در مورد آنها حرف بزند. دغدغه‌هایم دفن می‌شود، در واقع تبدیل به یک گور دسته‌جمعی می‌شوم و تکان دادن یک گور دسته جمعی واقعا سخت و طاقت فرساست، چه برسد به نوشتن در این شرایط. قشنگ می‌شد اگر در زندگی می‌توانستیم هرجا که خواستیم از نقطه صفر شروع کنیم بدون اینکه قبلی وجود داشته‌باشد؛ اما همچین چیزی ممکن نیست، گذشته را نمی‌توان برید و تنها راهی که برای ادامه دادن سراغ دارم پذیرفتن راه‌هایی‌ست که تا آن لحظه رفته‌ام.

چیزی که نوشته می‌شود، موجودیت می‌یابد و وقتی به دنیا آمد خلق است و دارای سنگینی، فضا و شخصیت مارا به سمت خودش خم می‌کند. گپ زدنم با خودم روی کاغذ، متاسفانه یا خوشبختانه، خطرناک و اثرگذار است؛ اگر وقتی می‌نویسم از خودم، دغدغه‌ها، شخصیت و لحنم دور شوم و پناه ببرم به دیگران – که به نظر دغدغه‌ها و لحن بهتری دارند – به مرور درونم به گوشه‌ای پناه خواهد برد و هیچ دسترسی‌ای برای من باقی نمی‌گذارد. نوشتن یک دنیای تماما تک‌نفره‌ است که به مرور ممکن است خطوطی از دیگران هم به آن وصل شود؛ نه یک شبکه اجتماعی که در آن مقبولیت دارای ارزش است. در این دنیای تک‌نفره ملاک ذهن است و هردغدغه‌ای که داخلش نشسته. مصداق واقعیت و خیال، اهمیت و عدم اهمیت، زیبا و نازیبا ذهن ماست. قبلا زیاد با دغدغه‌های دیگران زندگی کرده‌ام و بعدش مجبور شده‌ام در بیابان‌ها دنبال تیکه‌هایم بگردم – راستش را بخواهید هنوز هم دارم می‌گردم –

من هیچکدام از این چیزهایی که بالاتر ذکر کردم را ندارم و در شدن* طی یک فرآیند احتمالا دردناک دست خودم را خواهم گرفت که بپریم داخل همه این چیزها. روایت‌های زیادی برای گفتن و دارم و ایضا ترس‌های زیادی درونم هست که روایت‌های شخصی احتمالا وضعیتش را کمی بهبود ببخشد؛ اما بیشتر از آن ترس از خودِ نوشتن دارم که مجبورم، با تمام تمایلم به فرار، اول آنرا رفع و رجوع کنم.

شدن یک کارگاه با روایت اول شخص است برای اینکه بعدش بتوانم درست روایت کنم. مهم نیست یک نویسنده شخصی می‌شوم یا آدمی که کتابهایش در ویترین کتابفروشی هاست. راه قبلش یکیست، باید چیزی که هستم را درست روی کاغذ بیاورم. 

خواهر و بردار گرامی لطفا رو این باکسای پایین کلیک کنید  جوابا پشتشه

–  یک دیزاینر بی‌حوصله – 

خروجی شما؟

شدن* برای احیای ارزش‌های شخصی و در کنارش نگارش آنها بود تا چند قدمی به خودم نزدیک‌تر بشوم

راحت‌تر پایتان را دراز می‌کنید

احتمالا ده‌هزار کلمه به قلم خودتان منهای ترس‌ها و لحن و دغدغه های بقیه و راهی که احتمالا کمی واضح‌تر شده است نویسنده شخصی یا نویسندگی حرفه‌ای

مخاطب کارگاه؟

کارگاه را طراحی کردم برای خودم؛ چون هرچه به عقب نگاه کردم دیدم که وجودم هیچ شباهتی به خودم نداشته

خالق‌ها

همه کسانی که با خلق خودشان به نوعی درگیرند چه کسانی که می‌خواهند برای خودشان بنویسند چه عزیزانی که تمایل به چخوف دوم شدن دارند

زمان؟

عمر که معلوم نمی‌کند اما احتمالا اوایل ماه دوم تابستان شروع می‌کنیم تا سحر چه زاید باز..

ده جلسه

و کنارش یک سری گپ‌وگفت دو نفره در مورد چیزایی که خلق می‌کنیم

هزینه؟

ریدتودریم هیچ اسپانسر مالی ای ندارد خرج همه‌چیزمان از جمله برگزاری کاراگاه، خسارات احتمالی مثلا مصدومیت والها را مجبوریم از شما بگیریم.

300,000 T

ماهم می‌دانیم زیاد است. اگر دردی داخل ناحیه جیبتان حس می‌کنید با ما در میان بگذارید با هم حلش می‌کنیم، آنقدرها هم عاشق پول نیستیم.

نحوه برگزاری کارگاه
شـ نویسنده شخصی دن*

نحوه برگزاری
کارگاه
شـ نویسنده شخصی دن*

کارگاه به صورت نیمه مجازی برگزار می‌شود و آن تیکه حقیقی داخل شهر تهران و احتمالا باغِ کتاب. نزدیک به ده بار هر بار تقریبا یک ساعت یک ساعت و نیم – چون وضعیت کرونا دارد و اینها – داخل تلگرام آنلاین می‌شویم. اول من حرف‌هایم را می‌گویم بعد شما روایت‌هاتان را می‌خوانید یا شما هم حرف‌هایتان را می‌زنید و خب چون بعضی حرف‌ها را هم نمی‌شود در جمع گفت، دو نفره با هم گپ می‌زنیم. محتوای هر جلسه یک ویس/ویدیو و بعدش حرف‌های پراکنده من و شماست.

برگزار کننده

بصورت عام تیم ریدتودریم و بصورت خاص، من سدجاد جوانمردی؛ البته واقعا کس خاصی نیستم، رزومه‌ی خاصی هم برای ارائه ندارم. چندتایی مسابقه نویسندگی آماتور برگزار کردم، یکی دوباری داستان اینور آنور دادم بیرون، یک کانال دارم که در آن می‌نویسم و چندتایی پروژه نوشتاری نصفه نیمه در بغلم. بازهم تاکید می‌کنم کارگاهِ شدن* برای خودم طراحی شده چون نبودم. اگـــر خواســـتید کانالـــم را بخوانیـــــد: readtodream@

 

مباحث کارگاهِ
شـ نویسنده شخصی ـدن*

اول در مورد خلق و خلق کردن حرف می‌زنم و اهمیت خلق شخصی

دوم در مورد اهمیت زیاد فرم در این سبک نوشتار (روایت‌های شخصی) می‌گویم

سوم در مورد نویسنده شخصی یا نویسنده بودن چند تا مبحث می‌گذارم وسط و راهِ مشترکی که دارند

چهارم می‌روم سراغ ترس‌ پذیرش خالق بودن و ترس از ادای خالق‌ها را در آوردن، همان ترس از ذاتا خالق/نویسنده نبودن

پنجم ترسِ ذاتِ نوشته‌ست که خودش موضوع مفصلی‌ست و ایضا ترس از خلق‌های ماضی

ششم ترسِ بروز شخصیت ناقص و البته قضاوت شدن

هفتم عدم دسترسی به درونیات

هشتم ننوشتن در عین حرفی برای نوشتن داشتن

نهم در مورد خلقِ شخصی حرف می‌زنم

و دهم ترس از بی قالبی و پناهنده شدن به قالب‌های موجود 

بعد هرمبحث یک روایت شخصی می‌نویسیم (من هم می‌نویسم) و بعد برای هم می‌خوانیمش. 

و این وسطها راجع به چیزاهایی مثل پرش ذهنی/چیزی که نوشتم با چیزی که می‌خواستم بنویسم فرق داشت/ علاقه به نصفه ول کردن کارها/ چی بنویسم حرف می‌زنیم

* احتمال جابجایی در مباحث و اینها هست. خیلی نچسبید مثل بچه‌های مدرسه‌ای بهم که آقا امروز قرار بود فلان درس رو بدید چی شد دارید اینارو می‌گید؟

 

ثبت‌نام در کارگاه
شـ نویسنده‌شخصی ـدن*

اگر با همه این اوصاف و وضعیت‌های بالا که مطرح شد می‌خواهید در کارگاه شرکت کنید اول به یک روانشناس خودتان را معرفی و بعد فرم زیر را پر کنید.

* شماره روانشاس خودم را هم می‌توانم بهتان بدهم.